درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم
درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم تا نقشهای خود را یک یک فروتراشیم از خویش خواب گردیم همرنگ آب گردیم ما شاخ یک درختیم ما جمله خواجه تاشیم ما طبع عشق داریم پنها...
درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم تا نقشهای خود را یک یک فروتراشیم از خویش خواب گردیم همرنگ آب گردیم ما شاخ یک درختیم ما جمله خواجه تاشیم ما طبع عشق داریم پنها...
در سینه تاریکت دل را چه بود شادی زندان نبود سینه میدان بود آن میداناندر رحم مادر چون طفل طرب یابد آن خون به از این باده وان جا به از این بستان
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده